مقاله -نقوش سنتی سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 11:16

بررسي نقوش گياهي اسليمي و ختايي در هنرایران

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 اولين نقوش بر دل غارها، صخره ها و سفال ها توسط انسانهاي نخستين ترسيم شده است . ولي به تدريج و با گذشت زمانهاي بسيار انسان توانست به آنها تکامل ببخشد. نقوش شامل موضوعات مختلف از جمله انساني، گياهي، حيواني و اشيا» مي باشد. گروهي از نقشها که با الهام گرفتن از گياهان در طبيعت شکل مي گيرند نقوش گياهي ناميده مي شوند. بعضي از نقوش گياهي هستند که به عنوان عناصر تزئيني در بسياري از صنايع هنري و از جمله معماري مورد استفاده قرار مي گيرند. اين نقوش گاه به تنهايي و گاه به صورت تلفيقي با ساير نقوش از جمله نقشهاي ساده هندسي در بسياري از آثار از جمله اشيا و بناهاي تاريخي ديده مي شوند. هنرمندان ايراني در طراحي و اجرا و گسترش اين نقوش سهم زيادي داشته و به موفقيتهاي قابل توجهي دست يافتند.

استفاده از نقوش گياهي در آثار هنري و معماري از قرن هشتم (ه.ق) سير تکاملي داشته است. ولي مجددا از نيمه قرن دوازدهم (ه.ق) سير نزولي به خود گرفته است.

در طراحي سنتي با توجه به شيوه  ترسيم خطوط نقوش به 2 دسته تقسيم مي شوند: دسته  اول نقوشي  هستند که با خطوط راست و اشکال زاويه دار ترسيم مي شوند که به آنها نقوش شکسته گفته مي شود. دسته  دوم نقوشي هستند که با خطوط منحني ترسيم مي شوند كه به اين نوع، نقوش گردان مي گويند. نقوش گياهي اسليمي و ختايي از نوع دسته  دوم يعني نقوش گردان مي باشند.  نمونه اين طرحها را مي توان در گچبريهاي تيسفون، چال ترخان ري، قلعه يزگرد در شمال شرق قصر شيرين، حجاريهاي طاق بستان و همچنين در منسوجات دوره  ساساني مشاهده کرد.

 

نقوش گياهي اسليمي:

اسليمي از ريشه ي «سِلم» به معني آشتي و صلح و سلامت گرفته شده است. اسليمي همان اسلامي است که در متون قديم بيشتر به صورت واژهاي اسلامي آمده است. هم چنين  واژه  «آرابسک»، (طرح عربي  را هم براي اسليمي به کار مي برند. «آرابسک» شيوه اي از تزئين با شکلهاي دقيق هندسي و نقشهاي گياهي ساده شده (استليزه و قراردادي) و دور از طبيعت (انتزاعي) با پيچ و خم هاي متقاطع و موزون و مکرر است كه در زبان فارسي نامهاي ديگري از جمله: طرحهاي طوماري، طرحهاي پيچکي، اشکال طوماري و ... دارد. از نظرتاريخي اسليمي از گياه تاک ( مو) سرچشمه گرفته است که در آن پيچيدگي و درهم فرورفتگي برگها، ساقه ها و شاخه ها وجود دارد. نقوش اسليمي الهام گرفته از برگ مو، برگهاي درخت نخل، انجير، کَنگر و ساير اندامهاي گياهان مي تواند باشد.

از زمانهاي کهن تا به امروز به تمام نقوش تزئيني و فرمهايي که از گلها و گياهان در طبيعت الهام گرفته اند و هم چنين کتيبه هايي که به عنوان تزئين مورد استفاده قرار مي گيرند و در شرق اسلامي شکل گرفته اند واژه  اسليمي به کار مي برند. با شروع دوران اسلامي و ممنوعيت خلق تصاوير انساني و حيواني در تزيينات توجه هنرمندان مسلمان به ترسيم گل و گياه به عنوان تزيين در آثار و اشيا» بيشتر شد و به تدريج با برتري هنر اسلامي ترسيم اين نقوش (گياهي) به صورت ترسيمات قراردادي درآمد.

پايه و اساس نقوش گياهي اسليمي وختايي، دايره مي باشد. اين نقوش تابع قوانين هندسي و رياضي هستند. ممکن است نقوش اسليمي شبيه گياه نباشند ولي جلوه اي کامل از قواعد و هماهنگي هستند.

صفت دوم اسليمي پيچيدگي و در هم فرورفتگي است.

بعضي از هنرمندان شباهت طرح اسليمي با خرطوم فيل را از اين مي دانند که الگوي اصلي آن از سر و خرطوم فيل الهام گرفته است و بعضي ديگر منشا نقوش اسليمي را از خط کوفي مي دانند.

طرحهاي اسليمي اوليه در مصر و يونان باستان به اشکال طبيعي گياهان نزديکتر بودند. نام اسليمي بستگي به سَراسليمي دارد که الهام گرفته از چه چيزي باشد. به عنوان مثال اگر سراسليمي الهام گرفته از خرطوم فيل باشد به آن اسليمي خرطومي گويند.

از انواع مختلف اسليمي ميتوان از اسليمي ساده، خرطومي، دهان اژدري، پيچک و جاري نام برد.

هنرمند براي طراحي اين نقوش بايد از شيوه هاي مربوط به هندسه نقوش مثل شيوه هاي گسترش نقش در سطح و تقارن ها و ... آگاهي لازم را داشته باشد و با مهارت اين کار را انجام دهد.

در قرن چهارم هجري قمري تزيين با اسليمي توسط هنرمندان مسلمان رايج شده و در تزيين کتب، نقاشي، قاليبافي، کاشيکاري، اين کار به مرحله پيش رفته اي رسيد. کم کم اين نوع تزيين به غرب رفت و به عنوان هنر اسلامي مورد تقليد قرار گرفت و در تزيينات معماري به عنوان شيوه اي غربي(آرابسک) به کار رفت.

نقوش اسليمي در تزيينات مختلف معماري (از جمله مقرنس)، گچبري، کاشي کاري هم چنين حجاري، فلزکاري، تذهيب، منبت کاري، قاليبافي، پارچه بافي، سفالکاري، قلمزني، تزيين کتب، مينياتور و خوش نويسي کاربرد دارد.

نقوش گياهي ختايي:

" ختا " را برخي منسوب به خطا به معني اشتباه و سهو مي دانند. ختابه معني گل و ريحان هم به کار رفته است؛ و همچنين ناحيه اي از چين به نام ختا.

نقوش ختايي ساقه هايي هستند مانند ريسمان که گل ها، غنچه ها، برگ ها و بندها روي آن قرار مي گيرند. نقوش ختايي داراي پيچ و خم موزون هستند. بعضي ها بر اين عقيده اند که اين گونه طرحها را در دوره  مغول از چين آورده اند و به همين دليل ختايي ناميده مي شود ولي بررسي سير تکاملي کاربرد طرح گلها در دوره هاي مختلف از دوران هخامنشي تا کنون نشان مي دهد که اين طرح در آثار اين دوران هم بوده و به تدريج تکامل يافته است و اين تشابه نقوش به دليل روابط سياسي، فرهنگي و بازرگاني ميان دو کشور بوده است.

به عبارتي ديگر ختايي گونه اي اسليمي ظريف با گل و بوته و غنچه است.

طرحهاي ختايي هم مانند اسليمي ها به تناسب فضا و طرحهاي هندسي روي سطح اثر هنري مي چرخند و هنرمند براي پر کردن نقش يک قطعه قالي يا کاشي ناگزير است از اين طرح ها بهره گيرد : زيرا اين طرح ها در واقع وسايلي براي ايجاد نظم و وحدت ميان اجزا اثر هنري هستند.

قاعده ترسيم گل درختايي نيز مانند طرحهاي اسليمي بر دايره استوار است و از تلفيق و ترکيب دواير، انواع گلهاي ختايي به شکل غنچه و گل کامل و با جلوه هاي مجرد ظاهرمي شوند. کاملترين گل در مجموعه  ختايي به «لاله عباسي» شهرت دارد.

گل و برگ هاي به کار رفته در ختايي عبارتند از: برگ عباسي - گل شاه عباسي (اناري) - پيچک - غنچه - گل نيلوفر - پنج پر - گل فرفره - ساق و برگ مو - خوشه ي انگور - بوته ترمه (بته جقه) - نخل - انجير و ... اجزاي ختايي شامل: برگ، گل، غنچه و بند مي باشد.

در طرح ختايي چند نکته اساسي وجود دارد و آن اين است که قسمت هايي از طرح ساقه ضخيم تر و قسمتهاي نازکتر است. چنان که در طبيعت، ساقه ها به اين صورت هستند. ديگر اين که گل اصلي در طرح ختايي بايد جايي قرار گيرد که توجه بيننده را به خود جلب کند. همچنين برگها و گلها و غنچه هاي ختايي (مفردات ختايي) بايد با گل اصلي متناسب باشند.

بهره گيري از شيوه ي طراحي طبيعت گرا در هنر غربي که از زمان قاجاريان افزايش يافته بود باعث شد که هنرمندان ايراني از آن زمان (قرن دوازدهم هجري قمري) به بعد نقوش گردان اسليمي و ختايي را در آثار خود کمتر به کار ببرند. در دوره صفويه نقوش گياهي و انتزاعي گردان (اسليمي و ختايي) کاربرد بسيار متنوع و گسترده اي پيدا کرد و در تزئينات گنبد و کاشي کاري مساجد و ابنيه شهرت داشت.

ترسيم و اجراي نقوش و گره هاي هندسي با شيوه اي دقيق به تنهايي و گاه با تلفيق ختايي و اسليمي به صورت گوناگون به ويژه در تزئينات معماري (از جمله مقرنس) رواج بسيار داشت. مسجد جامع اصفهان در شمار شاهکارهاي معماري جهان است و مجموعه ي کاملي از بيان تاريخ و هنر و کاربرد مصالح و تکنيک هاي مختلف معماري است. از تزئينات مهم گياهي اسليمي و ختايي در اين بناي معروف ميتوان از محراب گچبري، نورگيري هاي کاشي کاري و کاشي کاري معرق ايوان جنوبي آن نام برد.

يکي ديگر از عناصر معماري در ساخت مساجد محراب ها هستند. از محراب هاي گچبري شده با تزيين نقوش گياهي اسليمي و ختايي مي توان از محرابهاي مسجد جامع اردستان، مسجد پير بکران، مسجد علويان، مسجد بسطام نام برد.

غالب بناهايي که از شاهکارهاي معماري ايران محسوب ميشوند بخش عمده اي از زيباي و شکوه خود را از کاشيهاي زيباي خود دارند که با نقوش گياهي مزين شده است. کاشيکاري سقف مسجد امام خميني (شاه سابق) در اصفهان نمونه اي با ارزش از اين نوع نقوش مي باشد.

نوشته شده توسط گروه آموزشی کاشی هفت رنگ و سفال  | لینک ثابت |